تبليغاتX
ناپلئون
تا تواني رفع غم از چهرهي غمناك كن * در جهان گرياندن اسان است اشكي پاك كن

سياه وسپيد

چه باروني مياد. چترمو آوردم بالای سرت...نميخوام خيس بشي ...درسته كه به رفاقتمون پشت پا زدي اما دختر عمو يم كه هستي ..! هنوز يادمه كه ميگفتی مثله گربه ها از آب بدت مياد.... آره من هم چترمو گرفتم روي سنگ روي اين سنگ سفيد كه درشت  وسياه اسمتو روش نوشتن ... و تو چقدر  رنگ سياه رو دوست داشتي....اه از اين چتر هم كه آب رد ميشه ...ولش كن ! تو كه يكسال اين سوراخ تنگ و تاريك رو تحمل كردي ، خيسي بارون رو هم تحمل كن ! ..آخرين بار كه ديدمت وقتي  بود كه داشتن ميذاشتنت توي خاك .. نه ...تو هم خوشگل بودی! يادته اون روزی كه واسه اولين بار بهت گفتم كه چشمات قشنگه..خنديدی! مسخرم كردی! بهم گفتی ديوونه!!خدا كنه به اون كرمهايی هم كه تو چشمهات لونه كردند اينو   نگفته باشي..هر چی باشه بايد باهاشون يه عمر زندگی كنی..اينا ديگه من نيستن كه ولم كنی بری! نه عزيز دلم!اين كرم های نازنازی واسه هميشه مهمونتن، مهمون چشات! راستی به نظر تو اونا هم ميتونن بفهمن رنگ چشات سياه بوده يا..نه؟ فكر نكنم آخه به نظرم اونجا خيلی تاريكه! ...  ای بابا ! آقا چرا واستادی ؟ روضه ات رو بخون و برو ديگه! نمی بينی مردم خيس شدن؟ چرا لفتش ميدی؟ زود تمومش كن ديگه! فكر ما نيستی لااقل به فكر بقيه باش كه دارند از سرما ميلرزند... راستی نميدوني رنگ سفيد چقده بهت مياد ! آخرين بار  پارسال قبل از اينكه بذارنت تو خاك با اين لباس ديدمت ولی حيف كه هميشه رنگای تيره ميپوشيدی.حرف من رو هم گوش نميدادی... غير از اون روز آخر كه همه همينجا مشكي پوشيدن و تو سفيد ...قبلش چقدر بهت گفته بودم  اون روسری سفيده رو كه واسه تولدت خريده بودم سرت كن..باز ديدم كار خودت رو كردی:همش  روسری مشكی سرت بود.... ميدونی امروز كه ديدم همه بخاطر تو مشكی پوشيدن به اين نتيجه رسيدم  تو راست ميگفتی كه: مشكی رنگ عشقه!! ببين همه مشكی پوشن .قشنگه نه ...؟ آره همه مشكي پوشيدن الا من ....! مثل پارسال كه هممون مشكي پوشيده بوديم  و تو سفيد ....بالاخره نوبت من هم شد . يادته گفتم بمون..التماس كردم....گريه كردم..مگه گوش دادی؟ باز هم مثل هميشه با من لجبازی كردی و رفتی..! رفتي و من رو تنها گذاشتي .. اين دفعه هم نوبت منه! حالا اومدم پيشت !... بيشتر از يكسال نتونستم تحمل كنم...  آخرش يه عالمه قرص خوردم ...قرص سفيد ... سفيد كه تو دوست نداشتي ولي آخرش  باز هم به نفع تو شد ...حالا كه همه فاميل برگردن خونه وقتي من رو  ببيند لباس مشكي هاشون رو در نميارن !...مشكي ، همون رنگي  كه تو دوست داشتي ....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 1:15 AM  توسط اشکان | 

ابزار شيطاني ياهو مسنجر

یاهو مسنجر یکی دیگر از ابزارهای شیطانی،شیطان بزرگ آمریکا در مسیر هدف بزرگ خود، منحرف کردن جوانان بخصوص جوانان ایرانیست
این وسیله ابزاری نیست جز برای گسترش فحشا و بی ایمانی بر روی زمین که خود را پشت نقاب مقدس یا هو مخفی نموده است
در اولین قدم برای دستیابی به این ابزار کثیف ما شاهد تبلیغات وسیع در زمینه گسترش فرهنگ خدا نا پسندانه و زشت غیبت هستیم

                                                              

این تنها شروعی از این راه جهنمیست.این شروع در برابر فساد خانه های این ابزار،(اتاق های چت) چیزی نیست.هر گفته ای بدون در نظر گرفتن محرمیت در پنجره های جهنمی این ابزار تبادل می شود و حتا برای یاری در این امر شیطانی ابتکار هایی هم به کار رفته است،ابتکار هایی که جوانان بی مغز ما هیچگاه به درون فاسد آن ها پی نمی برند!
ببینید!!! ترویج فحشا و بی دینی

ترویج اعتیاد و فرهنگ غرب

و سرانجام یکی از بی شرمانه ترین این صورتک های شیطانی که بر گرفته از کارتون فاسد غربی پینو کیو است
نه اینکه دراز شدن این دماغ تنها مبلغ آن کارتون غربی باشد،دراز شدن این دماغ استعاره کثیفیست از بی شرمی، از گسترش کثافت، فحشا و هوس رانی
بیایید بجای استفاده از نمونه ای غربی و آمریکایی از تولیدات داخلی استفاده کنیم تا ضمن جلوگیری از گشترش فحشا و بی دینی به سازندگی کشور عزیزمان نیز کمک نمائیم.نمونه های داخلی نه تنها قابل رقابت با انواع خارجی هستند بلکه از آن ها پیشی نیز میگیرند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/14ساعت 1:14 AM  توسط اشکان | 
برای بعضی از دوستان که برای اسم وبلاگشون از اسم های مشابه به اسم وبلاگ من استفاده می کنند واقعا متاسفم .این نشونه از  این داره که خوشون نمیتونن تصمیم بگیرن و همیشه از یه کسی دیگه پیروی می کنند.تو این دنیا اگه کسی خودش نتونه تصمیم بگیره باید..................(تازه ببینید چقدر نسبت به خودشون بی عتماد هستن که کلی هم حال می کنند اسم وبشون مثل وب من)

*واقعا براتون متاسفم* 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 1:49 AM  توسط اشکان | 
  1. اعدام هزارمين نفر
  2. روح لنين در موزه اختصاص‌اش پرسه مي‌زند!
  3. مركز تهيه‌ فيلم‌هاي‌ مستهجن‌ از دختران‌ و پسران
  4. 9 دختر و پسر دانشجو در خانه‌ فحشا دستگير شدند
  5. ماجراي‌ زندگي‌ عاشقانه‌ جراح‌ زيبايي‌ و خانم‌ پرستار
  6. قبر خيس‌ از اشك‌
  7. همه‌ دختران‌ مقتول‌
  8. گزارشي‌ از زندان‌ زنان‌؛بهاره‌ پاي‌ چوبه‌ دار
  9. برادري‌ خواهر معلولش‌ را خفه‌ كرد
  10. خيابان‌ها براي‌ دختران‌ ..دختري‌ توسط‌ پنج‌ جوان‌..
  11. يك زن ۱۶ :مادرم مرا ۴ ميليون تومان فروخت
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 1:32 AM  توسط اشکان | 

خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 1:25 AM  توسط اشکان | 

مطلب زیر از کتاب اندرزهای کوچک زندگی نوشته جکسون براون تهیه شده

و من به شما توصیه میکنم حتما این کتاب را بخوانید.اندرزهای زیر را من به سلیقه خودم از این کتاب جمع آوری کردم.امیدوارم تو زندگی به دردتون بخوره.

1-وقتی عصبانی هستی دست به هیچ کاری نزن.

2-وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.

3-از کسی کینه به دل نگیر.

4-دوستان جدید پیدا کن اما قدیمی ها را از یاد مبر.

5-بعد از تنبیه بچه هایت،آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.

6-کسی را که امیدوار است،هیچ گاه ناامید نکن شاید امید تنها دارایی او باشد.

7-فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.

8-همیشه در حال آموختن باش.

9- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.

10-برای فردایت برنامه ریزی کن.

11-وقتی با بچه ها بازی میکنی سعی کن که آنها برنده شوند.

12-سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.

13-وقت شناس باش.

14-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش.

15-سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی،شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.

16-هرگز به همسرت خیانت نکن.

17-آنچه که می دانی به دیگران بیاموز.

18-رازدار باش.

19-در باره چیزهایی که می شنوی فکر کن.

20-اشتباه هایت را بپذیر.

21-روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش.

22-از عبارت (متشکرم)زیاد استفاده کن.

23-نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر.

24-حداقل سالی یک بار طلوع خورشید را تماشا کن.

25-روز تولدت یک درخت بکار.

26-برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.

27-به کسی کنایه نزن.

28-از مکان های مختلف عکس بگیر.

29-اجناسی را که بچه ها میفروشند بخر.

30-به دیگران متکی نباش.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 1:15 AM  توسط اشکان | 
آخه...نازی
+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 1:36 AM  توسط اشکان | 

مردها به چه می مانند

مردها مانند « مخلوط كن » هستند

در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
مردها
مانند
« آگهي بازرگاني » هستند
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها
مانند
« كامپيوتر » هستند
كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها
مانند
« سيمان » هستند
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها
مانند
« طالع بيني مجلات » هستند
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها
مانند
« جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها
مانند « ذرت بو داده »
هستند
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها
مانند
« باران بهاري » هستند
هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها
مانند
« پيكان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها
مانند
« موز » هستند
هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
مردها
مانند
« نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 1:19 AM  توسط اشکان | 

عشق چست؟
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟"استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟" و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."استاد گفت: "عشق يعنی همين!" شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!"  شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسيد  که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:"به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين!!"

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 1:18 AM  توسط اشکان | 

بی تو آفلاين


 بی تو آفلاين شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن وب شدم و خيره بدنبال تو گشتم
شور ديدار تو لبريز شد از روم وجودم
ديگر آن کاربر ايگنور شده آخ جون که نبودم
توی آفلاين تو آيکون يه بوسه ميدرخشيد
دينگ صدباره ی تو پنجره را مشتی بلرزيد
آيکونی زرد و کنارش دلی قرمز
يادم انداخت که نديدم وب تو هرگز هرگز
ويس گشوديم و سپس خسته بگشتيم
عکس به هم داديم و خشنود بگشتيم
توی روم هر پسری دنبال دختر
دخترا هم که بدنبال يه پسر
مانيتور هارد و مادربورد
دو جوان دست برآورده به کيبورد
يادم آمد که به من گفتی از اين آی دی حذر کن
شبا کمتر تو از اين روم گذر کن
ای که هر دم ميچتی چت گذران است
تو که چشمت به ايميل دگران است
باز دليت کردی و من هم نرميدم نگسستم
چون هکم ميکنی و من به همين هک تو مستم
روم فرو ريخت
هکری ايگنور تلخی زد و بگريخت
از مهر تو اين سيستم من دی سی شد
سيستم به جهنم دل من دی سی شد
رفت در سايه ی تو آن شب و شبهای دگر
نگرفتی دگر از کاربر بيچاره خبر
نکنی ديگر از آن روم تو گذر؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 1:17 AM  توسط اشکان | 
لطفا نظر بدین-ممنون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 1:33 AM  توسط اشکان | 
  1. خود را تغيير دهيد تا دنياي شما تغيير كند
  2. 12 روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن
  3. 9 راه براي تبديل شدن از هيچكس به همه كس
  4. سوءاستفاده جنسی پدر از دختر و بی توجهی دادگاهها
  5. هنر برقراري ارتباط
  6. 10 راهكار براي مذاكرات و معاملات تجاري
  7. چگونه در شرايط پر فشار خونسردي خود را حفظ كنيم؟
  8. در اجتماع سخنران بهتري باشيد
  9. انتخاب مدل مو بر حسب شكل صورت
  10. يک نامه با حال تبليغاتي
  11. انواع برخوردهاي اجتماعي بين دختر و پسر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 1:18 AM  توسط اشکان | 

ای کاش مي دانستی در اين دنيا کسی بجز تو هست که بتوانم دوستش داشته باشم اگر نميدانی بگذار تا بگويم آناني که بعد از تو سرور من هستن پس مگو فقط منم واز ناز من خسته مشو ای کاش جانی را که به فدای تو کرده بودم فدای آنانی کرده بودم که به من مجال حرف زدن دادند اي کاش می توانستم بجر نگاه کردن به تو به آنانی نگاه کنم که حسرت بوسه زدن به دستانشان را دارم ای خدای من کسی جز تو خدايم نيست که به آنان چنين عشق ورزم ولی کسی هست که بعد از تو پرستمش خدای من مگو که پرستيدن مخلوق تو گناه است زيرا بعد از پرستيدن تو کسی را می پرستم خدايا مگو گناه است که در اين گونه زانوانم خم شده واز راه رفتن می هراسم خدايا بگذار که بعد از تو او را بپرستم که فقط چشمانم بر زمين تو نباشد بلکه بجز  روييدن گل در زمين بر چيز ديگه بنگرم که بعد از آن حسرت ديدار روييدن گل ها  را نداشته باشم زيرا که او خوش بوترين گل و زيبا ترين خوش بوی جهان است خدای من بگذار که با او همراز شوم زيرا هر چه راز خود را بر تو گفتم ندايی باز نيامد که مجبور شدم مانند ديوانگان جوابت را خود بر خودم گويم  پس گذار که رازم را برايش گويم که جواب دادن آن نيز نوعی اميد است  پس گذار بر او سجده کنم که که شايد با سر بر خاک گذاشتن من بفهمد که چگونه می پرستمش خدای من تو بهترين سرور من هستی پس گذار که عاشق باشم اي ديده غم مجنون مگذار که مانند بيدت سر افکنده باشم که هنوز در اين راز مانده ام 

 که ليلی بيد کيست ؟

 مگو که از من رنجيده ای مگو که بی من آسوده تری مخواه که من از سويت باز گردم که به راست بودن راهم اطمينان دارم زيرا راه  خود را نيافته ام بلکه شيرينی  اين راه را از عاشقان دل شکته پرسيده ام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/10ساعت 1:13 AM  توسط اشکان | 
  1. عكس مهرداد ميناوند فوتباليست ايراني به همراه خانواده
  2. وضعيت پوشش دختران
  3. دختران ايراني در تهران
  4. مراسم عجيب مردم ژاپن
  5. عكسي از وضعيت حال حاضر دحتران در تهران
  6. صحنه اي از يكي از خيابان هاي تهران
  7. بقیه در پایین(لینکونی۱و۲)
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1:27 AM  توسط اشکان | 
یک = دوچرخه ها حامله نميشن
دو =  شما هر موقع از ماه مي تونين با دوچرخه تون سواري کنين
سه =  دوچرخه ها پدر و مادر ندارن
  چهار = دوچرخه ها نمي نالند ، مگه اينکه واقعا“ يه مشکلي وجود داشته باشه
پنج = شما مي تونين دوچرخه تون رو با دوستاتون شريک بشين
  شش = دوچرخه ها اهميت نميدن که شما سوار چند تا دوچرخه ء ديگه شدين
هفت = موقع سواري ، شما و دوچرخه تون مي تونين هر دو در يک زمان به پايان کار برسين
هشت = دوچرخه ها اهميت نميدن که شما به دوچرخه هاي ديگه زل بزنين
 نه =  شما هيچوقت نمي شنوين که: “مژده! شما دارين صاحب يه دوچرخه ء کوچيک ميشين
ده =  اگه دوچرخه تون مشکلي براي سواري پيدا کنه مي تونين تعميرش کنين
 یازده =  دوچرخه ها اهميت نميدن که شما مجله ء دوچرخه بخرين
دوازده =   اگه دوچرخه تون شل باشه مي تونين سفتش کنين
سیزده =  اگه دوچرخه تون رديف نباشه مجبور نيستين با بحث و گفتگو سياست به خرج بدين
چهارده = شما به کسي که روي دوچرخه تون کار مي کنه احساس حسادت نمي کنين
پانزده =  اگه حرف بدي به دوچرخه تون بزنين مجبور نيستين براي سواري بعدي ، کلي عذرخواهي کنين
شانزده =  شما تا هر موقعي که دلتون مي خواد مي تونين روي دوچرخه تون سواري کنين ، بدون اينکه جراحتي برداره
هفده =  شما مي تونين هر موقعي که مي خواين سواري رو متوقف کنين ، بدون اينکه دوچرخه تون ديوونه بشه
هجده =  دوچرخه ها بهتون توهين نمي کنن اگه سوارکار خوبي نباشين
نوزده = دوچرخه ء شما نمي خواد با بقيه ء دوچرخه ها بره بيرون
بیست = دوچرخه ها اهميتي نميدن اگه شما دير به پايان برسين
بیست و یک =  شما مجبور نيستين قبل و بعد از سواري برين حمام
بیست و دو = اگه دوچرخه تون قشنگ به نظر نمي رسه مي تونين رنگش کنين يا قطعاتش رو عوض کنين
بیست و سه = شما مي تونين اولين باري که دوچرخه رو مي بينين باهاش سواري کنين ، بدون اينکه مجبورباشين براي شام ببرينش بيرون يا ببرينش سينما يا ...؟
بیست و چهار = تنها وسيله ء محافظتي که موقع سواري با دوچرخه مجبورين بپوشين ، يه کلاهه
بیست و پنج = توي مهموني ها راحت مي تونين تعريف کنين که چه سواري خوبي با دوچرخه تون داشتين

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1:22 AM  توسط اشکان | 

جزای نقدی برای بی حجابان [ November 27, 2005 ]

مرجع : خبرگزاری کار
آفتاب:كساني كه حجاب اسلامي را رعايت نكنند و عفت عمومي را جريحه‌‏دار كرده و به نظام دهن‌‏كجي، محكوم به جزاي نقدي و تعزير مي‌‏شوند.
در نشست ستاد مبارزه با جرایم خاص آذربایجان شرقی تاكيد شد؛ افرادي كه در اولين بار به حجاب بي‌‏توجهي نكنند با اخذ تعهد و ضميمه كردن آن به پرونده برخورد مي‌‏شود؛ اما آنهايي كه براي چندمين بار حجاب را رعايت نكنند به شدت برخورد مي‌‏شود.
سردار نصرتي، فرمانده نيروي انتظامي استان آذربايجان شرقي نيز در اين نشست با ارائه گزارشي از وضعيت اجتماعي و اخلاقي در جامعه، گفت: من خود به عنوان يك شهروند از ترويج بدحجابي در جامعه رنج مي‌‏برم كه در برخورد با آن اقداماتي داريم تا اماكن را از اشاعه فساد دور سازيم و كساني كه با بدحجابي به نظام دهن‌‏كجي مي‌‏كنند برخورد كرده و آنان را به مراجع قضايي معرفي مي‌‏كنيم.
وي گفت: ترويج بدحجابي در برخي از مراكز از جمله دانشگاه‌‏ها، نمايشگاه و بازار بسيار بيشتر است.
در اين جلسه همچنين مقرر شد؛ بازرسان ويژه در بازرسي ادارات، سازمان‌‏ها و ارگان‌‏ها رعايت حجاب كارمندان را مدنظر قرار داده و گزارش كتبي و فردي آنان در پرونده انفرادي آنان ضميمه شود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1:15 AM  توسط اشکان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ارائه لینکهای مختلف از سایت های دیگر در این قسمت به معنای تایید محتوای آنها نمی باشد و فقط جنبه اطلاع رسانی دارد و مسئوليت محتوای هر یک از آنها به عهده مديران همان سايت ها ميباشد.




نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
پیوندها
Music
فیلتر شکن
طالع بینی
آرشیو خبر
چت
سنجش وزن
بهترین کدهای جاوا اسکریپ
محاسبه قد و وزن ايده آل
فال هفته
شاهزاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


online < deeedooo>