![]() |
![]() |
|
| تا تواني رفع غم از چهرهي غمناك كن * در جهان گرياندن اسان است اشكي پاك كن |
|
نام جنت جکسون در صدر فهرست واژه هايی که در سال 2005 بيش از هر واژه ديگری توسط کاربران گوگل جستجو شده اند قرار گرفته است. نام خانم جکسون در گزارش سالانه الگوهای جستجوی اينترنتی کاربران که گوگل منتشر کرد در راس قرار گرفته است. توفان های استوايی (هاريکين)، بمبگذاری های لندن، آی پاد (iPod) و حاملگی بريتنی اسپيرز همگی در اين فهرست خلاصه که آشکارکننده علايق کلی کاربران گوگل است قرار گرفته اند. اين نتايج نشان می دهد که کاربردهای اينترنت از تنها مکانی برای خريداری کالا فراتر می رود. فهرست بلندبالا هرچند واقعه عريان شدن تصادفی سينه جنت جکسون در جريان کنسرتی در مسابقه نهايی ليگ برتر فوتبال آمريکايی، سوپربال، در سال 2004 روی داد اما تحليل های گوگل نشان می دهد نام او بيش از هر واژه ديگری در 12 ماه گذشته جستجو شده است. محبوبيت او حتی از برادرش مايکل نيز فراتر رفت، اين درحالی است که مايکل جکسون به خاطر اتهامات آزار جنسی يک کودک، درگير محاکمه ای بس پر سر و صدا در سال 2005 بود. وی از آن اتهامات تبرئه شد. همچنين نام بريتنی اسپيرز، خواننده پاپ، که حاملگی اش در سال 2005 خبرساز بود در فهرست واژه هايی که بيش از همه جستجو شده اند قرار گرفت. گوگل گزارش داد که همزمان با تاييد حاملگی بريتنی اسپيرز و سپس تولد پسرش، شان، در ماه سپتامبر کاربران علاقه شديدی به خبرهای مربوط به او نشان دادند. بريتنی اسپيرز در موتور جستجوگر ياهو نيز در صدر واژه های جستجوشده قرار گرفت. خوانندگانی چون ماريا کری، امينم و گروه "فيفتی سنت" هم در فهرست برترين های ياهو از لحظات تعداد دفعات جستجو جا گرفتند. موسيقی ديجيتالی نيز در فهرست واژه های مورد جستجو در سايت خريد "گوگل فروگل" موقعيت ويژه ای کسب کرد. چهار عدد از 10 واژه برتر مورد جستجو به "آی پاد" مربوط می شدند که منعکس کننده علاقه عظيم مردم به اين دستگاه پخش موسيقی شرکت اپل و موسيقی قابل دريافت از اينترنت به طور کل است. اما فهرست محبوب ترين واژه های سال 2005 گوگل تنها شامل خوانندگان پاپ و چهره های سرشناس نبود. بلايای طبيعی نيز به اين فهرست راه يافته اند. در يک طبقه بندی به نام "طبيعت"، گوگل به جهش های پايدار در جستجوی سونامی اقيانوس هند که اواخر دسامبر 2004 روی داد، توفان استوايی کاترينا و پيامدهای آن در آمريکا، و زلزله کشمير پاکستان اشاره می کند. فاجعه های ساخت بشر نيز باعث جهش های ناگهانی در جستجوهای اينترنتی شد. گوگل سايت هايی را که مردم در ماه ژوئيه پس از بمبگذاری در قطار زيرزمينی لندن و يک اتوبوس شهری به آنها مراجعه کردند رديابی کرد. "بی بی سی نيوز" به فاصله زياد از ساير سايت ها، از جمله سی ان ان، در صدر سايت هايی قرار داشت که کاربران پس از حملات هفتم و 21 ژوئيه، موتور گوگل را برای يافتن آنها جستجو کردند. گوگل گزارش می دهد که افزايش علاقه به استفاده از اينترنت نه فقط به عنوان وسيله ای برای خريد، بلکه به عنوان ابزاری جمعی و اشتراکی به منظور سهيم شدن تصاوير و تجارب نيز در واژه هايی که گوگل می گويد علاقه به آنها بيش از هر واژه ديگری افزايش يافته منعکس شده است. سايت پيوندهای اجتماعی MySpace در صدر اين گونه واژه ها قرار دارد. همچنين دانشنامه جمعی "ويکی پديا"، سايت "Orkut" و بازی اينترنتی "World of Warcraft" نيز در اين فهرست جای می گيرند. |
|
عشق از نگاه کودکان ... مطالب جالب جمعی از متخصصان این سوال را از کودکان بین 4 تا 8 ساله مطرح کرده اند که"عشق به چه معنی است؟!" پاسخ هایی که دریافت کرده اندبسیار وسیع تر و عمیق تر از آن بوده که حتی کسی بتواند تصور کند.بخوانید و خودتان مشاهده کنید. عشق از نگاه کودکان -------------------------------------- 8ساله:از زمانیکه مادر بزرگم دچار آرتروز شد.دیگر نمیتوانست خم شود و ناخن های پایش را لاک بزند،از آن به بعد همیشه پدر بزرگم این کار را برای او انجام میداد.حتی وقتی که دست های خودش هم دچار آرتروز شد. این عشق است. -------------------------------------- 4ساله:وقتی کسی شما را عاشقانه دوست دارد،شیوه بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو می دانی که نامت در لبهای او ایمن است. ------------------------------------ 6ساله:عشق یعنی آن هنگامی که برای خوردن غذا با کسی بیرون می روی و بیشتر چیپس خود را به او میدهی بدون آنکه توقع متقابلی داشته باشی. ------------------------------------- 4ساله:عشق آن چیزی است که در اوج خستگی ،لبخند را به لبانت می آورد. ------------------------------------ 7ساله:عشق یعنی آن زمانی که مامان برای بابا قهوه درست میکند و برای اطمینان از خوبی طعمش کمی از آن را می نوشد. ----------------------------------- 7ساله:عشق آن زمانی است که به شخصی می گویی از لباسش خوشت آمده و او از آن پس ،هر روز آن لباس را می پوشد!! ---------------------------------- 5ساله:عشق یعنی آن زمانیکه مامان بهترین تکه مرغ را برای بابا می گذارد. |
|
راه بهشت ... مطالب جالب مردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدتها طول ميكشد تا مردهها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. پيادهروي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق ميريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز ميشد و در وسط آن چشمهاي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازهبان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟» دروازهبان: «روز به خير، اينجا بهشت است.» - «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم.» دروازهبان به چشمه اشاره كرد و گفت: «ميتوانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان ميخواهد بوشيد.» - اسب و سگم هم تشنهاند. نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است. مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعهاي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازهاي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز ميشد. مردي در زير سايه درختها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود. مسافر گفت: روز به خير مرد با سرش جواب داد. - ما خيلي تشنهايم.، من، اسبم و سگم. مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر كه ميخواهيد بنوشيد. مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، ميتوانيد برگرديد. مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟ - بهشت - بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است! - آنجا بهشت نيست، دوزخ است. مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي ميشود! - كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما ميكنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند... بخشي از كتاب «شيطان و دوشیزه پريم»، پائولو كوئيلو |
|
به هر حال هر یک از ما در زندگی به نوعی گرفتار این قرار های ملاقات هستیم. سوال اینجاست که چگونه می توانیم پیروز میدان باشیم؟ آیا باید خوبی هایمان را در حد مبالغه بالا ببریم و یا صرفا حقیقت را باز گو کنیم؟ چه چیزهايی برنده و بازنده را مشخص می کنند؟ در این قسمت "قانون هایی" را برای پیروزی در دنیای قرار و ملاقات به شما آموزش می دهیم. هر کدام از آنها را که تصور می کنید برای شما کارساز واقع خواهند شد را انتخاب کنید: 1- در آنها شک ایجاد کنید و هیچ گاه به طور قطعی نظر مثبت خود را به زبان نیاورید. مردها عاشق بازی های تعقیب و گریز هستند پس این امتیاز را به آنها بدهید. 2- هر طوری شده ببینید که آیا او با خانم های دیگر به عنوان یک دوست ساده ارتباط برقرا می کند یا خیر. با این کار شما متوجه می شوید که به زنها به عنوان شیئي برای برقراری رابطه جنسی نگاه می کنند یا نه. 3- هيچگاه از مشروبات الکلی استفاده نکنید. یکی از دوستان من در قرار ملاقاتش بسیار عصبی شده بود و بی رویه مشغول نوشیدن بود. هنگام برگشت آقا با ماشین مدل جدید خود او را به خانه می رساند که ناگهان حال خانم بد شد، اما او جرات نکرد به آقا بگوید تا ماشینش را نگه دارد و اصلا هم دلش نمی خواست که ماشین جدید او را کثیف کند به همین دلیل مجبور شد داخل کیف دستی اش...! لازم به گفتن نیست که آنها دیگر هیچ گاه دوباره با هم قرار نگذاشتند. 4- اگر به هر شکلی شما را به یاد پدرتان می انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار کنید. 5- اگر معیارهایتان را پایین بیاورید می توانید همین فردا ازدواج کنید. اما ما به شما پیشنهاد می کنیم که این کار را انجام ندهید. به جای اینکه وقت خودتان را بر روی ارتباطی که دوامی ندارد صرف کنید، بهتر است برای پیدا کردن مرد ایده آل خود منتظر بمانید. 6- اگر با مردی برخوردید که می خواست از شما مراقبت کنید، خیلی زود از او فرار کنید! چون آخر کار شما مجبور می شوید که از او مراقبت کنید. 7- انتقاد پذیر نباشید به ویژه در مورد مسائل مربوط به غذا. یک خانم حق دارد هر زمان هر غذایی که دوست داشت بخورد. 8- ظاهر بین نباشید. من خانم هایی را می شناسم که به این دلیل که ظاهر آقا خوب نیست ( سرش خیلی بزرگ است) بوی خوبی نمی دهند (به تازگی حمام نکرده) و یا حتی درست نفس نمی کشند ( صدای تنفسشان بلند است) آنها را رد می کنند و اصلا اجازه آشنایی بیشتر را به آنها نمی دهند. 9- از خودتان بازی در نیاوريد. ( دروغ گفتن و کلک زدن) در روز ملاقات به اندازه کافی مشکل وجود دارد و دیگر جایی برای انجام چنین کارهایی باقی نمی ماند. 10- برقراری ارتباط جنسی را فقط به بعد از ازدواج محول کنید. 11- لازم نیست در همان اولین ملاقات سفره دلتان را باز کنید و در مورد تمام مسائل صحبت کنید. به هر حال در قرارهای ملاقات بعدی نیز باید چیزی برای گفتن داشته باشید. 12- خودتان را از مردهایی که تصور می کنند شخصیت های کارتونی زن دارای جاذبه جنسی می باشند دور نگه دارید. 13- به جای اینکه قیافه او را تحلیل و بررسی کنید، ببینید که آیا او مرد خوبی است و با شما رفتار خوبی دارد یا خیر. 14- در یک زمان با بیش از یک مرد قرار ملاقات نگذارید، هر چند هر دوی آنها از موضوع با خبر باشند. این کار خسته کننده و اغتشاش آور است. شاید زمانی فرا رسد که بخواهید از شر دیگران خلاص شوید و فقط با یکی از آنها ارتباط داشته باشید. 15- شما در صورتی می توانید مرد ایده آل خود را پیدا کنید که که بدانید به دنبال چه هستید و سپس در خودتان جسارت جستجو پیرامون این امر را ایجاد کنید. 16- اگر یک مرد را تنها بر اساس جاذبه های جنسی اش ارزیابی می کنید، متاسفانه هنوز به مرحله ای نرسیده اید که بتوانید ارتباط خود را پیچیده تر کنید. 17- اگر بخواهید منتظر فردی بمانید که دوستش دارید، صرفا در حال تلف کردن وقت خود هستید و خودتان را خسته می کنید. اگر واقعا از کسی خوشتان آمده خیلی راحت موضوع را با او در میان بگذارید. 18- ببینید که ایا لباس هایش را خودش می شوید یا مادرش برای او این کار را انجام می دهد. یک مرد باید متکی به خودش باشد. 19- اگر جذب او نشده اید ( حالا او هر چقدر هم که می خواهد زیبا باشد) رابطه شما موفق نخواهد بود. 20- زمانی مرد ایده آل خود را پیدا می کنید که خودتان نیز خانم ایده آلی باشید ( به این معنا که اعتماد به نفس داشته و از خودتان راضی باشید) 21- نقش بازی نکنید. من زمانی عاشق نامزد فعلی ام شدم که خیلی راحت جلو آمد و گفت : "سلام، چطوری؟" به همین سادگی و بدون هیچ آلایشی. 22- به دنبال مردهایی که تنها از پول صحبت می کنند نروید. این عمل معمولا نشانه ای از نا امنی است. 23- در اولین قرار ملاقات به هیچ وجه در مورد ازدواج صحبت نکنید. 24- زمانی که کنار یکدیگر نشستید به مردهای دیگر توجه نکنید و مطمئن شوید که او نیز خانم های دیگر را زیرنظر نگرفته است! 25- چیزی را حدس نزنید. با این کار فقط ضربه می خورید. یکی دوبار بیرون رفتن به این معنا نیست که با کسی مچ شده اید و در یک رابطه قرار دارید. 26- واقع گرا باشید. مادرم همیشه به من می گفت باید با مردی ازدواج کنم که قد بلند، خوش تیپ و موفق باشد. اما حقیقت این است که خود من قیافه بدی ندارم، قدم کوتاه است و جزء قشر متوسط جامعه هستم. من باید واقع گرا باشم. زمانی که اینطور شد توانستم عشق حقیقیم را در زندگی پیدا کنم. 27- عشق بورزید. زمانیکه از طرف مقابل خوشتان آمد می توانید با او شوخی کنید، ارتباط مکرر چشمی برقرار کنید و بازوانش را بگیرید. البته این کار را باید زیرکانه انجام دهید ( همه چیز را یکدفعه آشکار نکنید) تا او تصور نکند که شما دچار عقده های پنهان روانی هستید. 28- وقتی نمی خواستید در کنار او باقی بمانید شروع کنید به صحبت کردن در مورد مسائل خسته کننده مثل کامپيوتر. این کار تاثیر خاصی دارد. 29- قبل از اینکه بر سر قرار حاضر شوید دندانهایتان را مسواک کنید. هیچ چیز انزجار آور تر از این نیست که هنگام خندیدن سبزی اسفناج لای دندان هایتان گیر کرده باشد. 30- قرار نگذاشتن خیلی بهتر از باختن در قرارهای ملاقات است. |
|
||
|
وزير علوم در جمع اعضاي بسيج دانشجويي به نقل از رييس جمهور، به بيان قسمتهايي از گزارش وي از كنفرانس سران كشورهاي اسلامي پرداخت كه به گفتهي وي در جلسهي شب گذشتهي هيات دولت بيان شده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر زاهدي كه در مراسم تقدير از برگزيدگان چهارمين جشنوارهي ممتازين، مخترعان و متبكران دانشجوي بسيجي، شاهد، ايثارگر سخن ميگفت، اظهار كرد: رييس جمهور در جلسهي هيات دولت گزارشي از كنفرانس سران اسلامي ارائه داد، گزارش مفصل بود، بخشي از آن را كه ميشود در اين جلسه گفت عرض ميكنم، ميخواهم بگويم كه واقعا بايد افتخار كنيد؛ ميدانيد كه رييس جمهور ما بسيجي بوده، هم به عنوان يك دانشجوي بسيجي و هم يك استاد بسيجي؛ فرمودند وقتي ميخواستم بروم، فقط به توكل خدا كردم و فقط به خاطر رضاي تو ميخواهم به اين جلسه بروم، ما را از اين جلسه رو سفيد بيرون بياور. چون زمزمههايي بود كه هدفهايي پشت پردهي كنفرانس بوده از جمله به نوعي بيانگر به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس از سوي كشورهاي اسلامي. اين توطئهي بسيار بزرگي است عليه كشورهاي اسلامي. گفتند ما براي جلسهي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم، بعضيها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند، بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسهي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح ميكنيم، با هم وارد سالن شديم، تمام تلويزيونها دارند نشان ميدهند، به افتخار ما دست ميزنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد، گفت جلسهي افتتاحيه اين طوري شروع شد. بعد يك جلسهي شام بود(البته من عذرخواهي ميكنم كه نميتوانم بعضي چيزها را بگويم)، همهي سران نشسته بودند، گفت ما هم با سران يكي از كشورها در گوشهاي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد، ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود، يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام، ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقهاي صحبت كنيم، حالا همهي سران نشستهاند آنجه، يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا، تمام تلويزيونها نشان ميداندند كه تمام سران ايستادهاند، ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانهاي بزنيم، ميگفت اين اصلا براي همهي مهمانها عجيب بود، ميگفت من اينها را فضل الهي ميديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران ميداد و حتي صحنههاي ورود را خيلي پوشش نميداد، اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد، كه ايران اين طور است و آن طور است، گفت جالب بود كه بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما ميآيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم، اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم، اين خيلي مهم است. بعد ميگفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام روساي كشورها ايجاد شد، حالا اسم نميبرم، ايشان در جلسه اسم بردند، حتي بعضيها را اسم بردند كه خدا ميداند اصلا آدم باورش نميشود، اينها آمدهاند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمانها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف ميزدند، خودشان هم كفي نميزدند، ميگفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشتها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما. ميگفت با اين حالت از ما استقبال كردند و خدا ميداند ايشان در صحبتهايش اين بود كه اصلا محوريت كنفرانس رفت به سمت اين كه جمهوري اسلامي چه ميگويد. بعضي از بندهايي كه در قطعنامه قرار بود بيايد، اصلا حذف شد و كسي جرات نكرد وارد آن واديها شود و بعد بخشهايي در آن گنجانده شد از جمله اين كه حمله به يكي از كشورهاي اسلامي، به مثابه حمله به همهي آنهاست. البته شايد اين عملي نشود، اما مهم اين است كه حضور ايران باعث شد كه يك وحدتي بين آنها با محوريت ايران اسلامي شكل بگيرد. آن هم توسط يك رييس جمهور بسيجي، اينها را گفتم كه شما به بسيجي بودنتان افتخار كنيد. رييس جمهور همين آرمانخواهي بسيجي كه شما داريد، استكبار ستيزي و عدالتمحوري را در جهان مطرح ميكند و اينگونه مورد استقبال جهان اسلام قرار ميگيرد. ايشان قسم ميخورد و ميگفت كه يكي از سران آن كشورها به پيش من آمده بود و اصرار كه آقا تو را به خدا بيا به كشور ما، گفته بود كه طبق روابط ديپلماتيك، قبلا رييس جمهور قبلي ما آقاي خاتمي به آن كشور آمده است، حالا شما بايد بياييد، ميگفت گفته نه، شما بايد بياييد، يعني حضور رييس جمهور ما براي آن رييس جمهور افتخار ميآفريند و قدرت آن را بالا ميبرد، الان اين جايگاه جمهوري اسلامي است. دكتر زاهدي تاكيد كرد: انشاالله با وحدتي كه بين ما ايجاد خواهد شد ما ميتوانيم پرچم دار آرمانخواهي جهان اسلام در دنيا باشيم، همينهاست كه مقدمات ظهور امام زمان (عج) را فراهم ميكند. جالب بود كه ايشان ميفرمودند اتفاقاتي در اين كنفرانس افتاد كه حقانيت ما را نشان ميداد. ايشان ميگفت كه به زيارت خانهي خدا رفتيم، شاه عربستان اصرار داشت كه من شانه به شانهي ايشان راه بروم، اينها خيلي مهم است، بعد در طوافي كه انجام ميداديم، من عقب افتادم، چون ميگفت بعضيها ميخواهند بروند و دنبال ايشان باشند و تصويرشان در تلويزيون پخش شود، خلاصه بعد ديگر طوري شد كه به ايشان رسيديم و به اتفاق هم از آن منبري كه وارد داخل بيت كعبه ميشود بالا رفتيم، و جالب بود در طواف، آنجا كه برد يماني هست و آنجا كه بانو بنت اسد وارد خانهي خدا شد و بحث امام علي، همان بسيجي كه اشاره شد، ميدانيد كه آنها نه تنها مكروه، بلكه اصلا فعل حرام ميدانند كه آن قسمت را ببوسند، ماموران هم ايستادهاند كه اگر كسي ببوسد او را ميزنند، رييس جمهور ديشب ميگفت براي اولين بار در طوافهاي اوليه ايشان(پادشاه عربستان) دست ميكشيد به آن محل، در طواف هفتم، رفت و آن محل را بوسيد، بوسيدن آنجا[به عقيده آنها] يعني آدم كافر است، ولي خود پادشاه عربستان رفت و بوسيد و تلويزيونها نشان دادند، همان كاري كه قبلا ما ميكرديم و به ما خرده ميگرفتند كه اينها نجس هستند. ميخواهم اين را عرض كنم كه انتخاب كنيد، البته اين به آن معنا نيست كه نقادي را فراموش كنيد، نه؛ شما بايد واقعا به عنوان نيروهاي مخلص انقلاب، نقادي منصفانه را داشته باشيد، اگر شما به ما اشكالاتمان را نگوييد، چه كسي بگويد، ولي در كنار آن، اين غرور و افتخار ملي و اعتقادي خود را در نظر بگيريد و اين پيام را به همهي دانشگاهيان برسانيد، موقعيت ما در جهان اسلام اين است. |
|
آرشیو مطالب قبلی رو حتما ببینید حتما خوشتان میاد
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ارائه لینکهای مختلف از سایت های دیگر در این قسمت به معنای تایید محتوای آنها نمی باشد و فقط جنبه اطلاع رسانی دارد و مسئوليت محتوای هر یک از آنها به عهده مديران همان سايت ها ميباشد.
|
| پیوندها |
|
Music فیلتر شکن طالع بینی آرشیو خبر چت سنجش وزن بهترین کدهای جاوا اسکریپ محاسبه قد و وزن ايده آل فال هفته شاهزاده |
|
RSS
|